آموزش های آنلاین

چگونه در کارمان به بهترین فن بیان برسیم؟

دیگر بر کسی پوشیده نیست که فن بیان چقدر در موفقیت شغلی و حتی زندگی مهم است. هرشخصی می تواند به بهترین حالت فن بیان برسد اما برای رسیدن به این مهم دچار مشکل بوده و نمی دانند که از کجا و چگونه باید شروع کنند. این مقاله از رسالرن به این موضوع اختصاص یافته است؛ پس اگر به دنبال یادگیری فن بیان هستید تا انتها با ما همراه باشید.

گفت‌وگو با فرزانه معصومیان، مدرس فن بیان و سخنوری

مرتضی رجب نیا، پژوهشگر و مدرس ارتباطات: یکی از زیرشاخه های ارتباطات، فن بیان است. اینکه به صدا و دستگاه تولید صدای خودمان مانند یک ساز موسیقی نگاه کنیم و کاری کنیم تا دیگران، هم صدای ما را بهتر و واضح تر بشنوند و هم منظور کلمات و احساسمان را بهتر درک کنند. به خصوص در محیط بیرون و در فضای کسب و کار اهمیت این موضوع دو چندان می شود و برای کسی که اولین بار با ما آشنا می شود در لحظات ابتدایی کوچک‌ترین مسائل از جمله حجم و لحن صدای ما بسیار تاثیر گذار است و وجه ما را در ذهن دیگران کاملا دگرگون می سازد. شاید تا چند سال گذشته این مباحث ما را فقط به یاد کلاس های بازیگری و گویندگی می انداخت ولی خدا را شکر الان خیلی از ما به اهمیت این موضوع واقف شده ایم و می دانیم که بیان بهتر، به درد همه ما می خورد.

برای صحبت در این باره به سراغ استادان و گویندگان بنام این حوزه رفته ام. استاد گویندگی و عضو هیات مدیره موسسه ترنم اندیشه روشن است. ایشان به گفته خودش اولین کسی است که در ایران کلاس های فن بیان را در سال 78 برگزار کرده است و در سه دوره، گوینده برتر زن در جشنواره خبر و برنامه های سیاسی سازمان صدا و سیما شده است.

 

یادگیری فن بیان چقدر اکتسابی است و مدت زمان مورد نیاز برای فراگیری این مهارت چقدر است؟ چون این کار به تکرار نیاز دارد و اگر مثلا چهار تکنیک هم بدانیم تا نتوانیم درست عمل کنیم به جایی نمی رسیم.

این مهارت اصلا ذاتی نیست و کاملا اکتسابی است. خود من آدم بسیار خجالتی بودم و تنها با تمرین پیشرفت کردم. در مورد زمان یادگیری، ما داشتیم و داریم کسانی را که با یک کارگاه پنج ساعته کارشان راه افتاده چون با همه وجود می خواستند و همه وجودشان چشم و گوش بود. به نظرم دو موضوع در طولانی شدن مدت فراگیری ذخیل است؛ یکی نیاز و دیگری علاقه. اگر این دو با هم ترکیب شوند نتیجه گیری صد در صدی خواهد شد.

 

از دید شما جایگاه فن بیان و ارتباطات در کسب و کار کجاست؟

به نظر من حرف اول را در کسب و کار و تجارت قدرت کلامی، قدرت فراکلامی (آن چیزهایی که روی کلمات می آوریم و برجسته اش می کنیم) و قدرت غیرکلامی (زبان بدن) می زند. از نظر من اینهاست که شخص را ثروتمند می کند؛ در هرجا و هرکاری.

اتفاقا چند روز پیش یکی از دانشجوهایم می گفت تازه دانشگاهم تمام شده و همکلاسی من با معدل 13 مدیر شده ولی به من با معدل 18 کار خوبی نمی دهند. مشکل اینجا بود که فقط خوانده بود و از فن بیان و انتقال تجارب و دانسته هایش بهره ای نبرده بود. ما باید هم حرف های خوب بلد باشیم و هم خوب حرف بزنیم که به نظرم دومی اهمیت بیشتری دارد.

مردم بیشتر از اینکه به حرف های ما گوش بدهند به چگونه صحبت کردن ما گوش می دهند. آن چیزی که شما جذاب و پولدار می کند لزوما لغات نیستند بلکه چگونگی بیان آنهاست. خیلی درگیر افزایش لغاتتان نباشید. انسان که می تواند خیلی خوب از کلمات استفاده کند و این زیبایی شناسی در خصوص کلام، به نظر من مهم ترین و قابل توجه ترین مهارتی است که می تواند یک نفر را به اوج ببرد.

 

باتوجه به تجربیات شما و تدریس هایتان، شایع ترین مشکلات فن بیان ما ایرانی ها را در چه می دانید؟

یکی از مشکلات شایع این است هست که دهانمان را خوب باز و بسته نمی کنیم دقیقا برعکس خارجی ها که اگر دقت کنید دهانشان را خوب باز و بسته می کنند. باید مصوت ها را خوب ادا کنیم یعنی ا اِ اُ آ او ای.

علت اینکه 90 درصد کسانی که در ارتباط برقرار کردن از طریق بیان ناموفق اند این است از صدایشان به طور موزن استفاده نمی کنند. از ریتم و لحن خوب بهره نمی برند. همان طور که یک موسیقی اوج و فرود دارد و ما را به جاهای مختلف می برد صدای من و شما هم می تواند و باید همین گونه باشد. ملک الشعرای بهار می گوید مردم ما به جای حرف زدن ناله می کنند، من می گویم مردم ما یکنواخت حرف می زنند. مثل یک ماشین یا روبات! هیچ حسی از حرف زدنشان دریافت نمی شود. مثلا کسی حرفی می زند و اصلا معلوم نمی شود این را معمولی گفت یا بی تفاوت؟ خوشحال است یا ناراحت؟

برای همین شخص نمی تواند مقصود ذهنی اش را خوب عنوان کند و برداشتی هم که شخص مقابل از حرف می کند قطعا اشتباه است، بنابراین اختلاف و دعوا پیش می آید.  ریتم شامل مکث و سکوت بجا، سرعت مناسب و فراز و فرود است. لحن در بیان همان بروز احساس است یعنی اینکه بتوانیم جمله ای را با حالات مختلف ترس، ناراحتی، شک، خوشحالی و… بگوییم.

مسئله دیگر انرژی است. باید پرانرژی صحبت کنیم البته نه به این معنا که به تارهای صوتی خود فشار بیاوریم. پر انرژی بودن یعنی حس شارژ بودن داشته باشید که این باعث می شود اطرافیانتان حس خوبی از شما بگیرند.

یکی از مشکلات شاید دیگر نگاه نکردن و نداشتن تماس چشمی مناسب است. در حین صحبت باید به طرف مقابل نگاه کنیم.

یکی از معایت دیگرمان این است که خوب و درست نفس نمی کشیم. در اصل ما با نفس کشیدن حرف می زنیم. ما دو تا ریه داریم که می توانیم از آنها کاملا استفاده کنیم و پر از اکسیژن و خالی بشوند، ولی حدودا از یک سوم آن استفاده می کنیم و یک پرده دیافراگم دارید که تقریبا تعطیلش کرده ایم و اصلا استفاده ای نمی کنیم. برای استفاده از دیافراگم باید هنگام نفس کشیدن شکم کاملا بیرون بیاید در حالی که ما اغلب شکم را تو می دهیم و جلوی دیافراگم را می بندیم!

 

لطفا برای کسانی که امکان حضور در کلاس ها را ندارند یا به مطالعه علاقه‌مند هستند یک کتاب معرفی کنید.

کتاب «خودآموز سخترانی» نوشته آماندا ویکرزر و استیو باویستر که آقای ابوذر کرمی ترجمه اش کرده اند، به نظرم کتاب بسیار کامل و خوبی برای خیلی از ماست. از کسی که می خواهند کنفرانس ارائه دهد تا کسی که می خواهد وکالت یا تدریس کند.

این کتاب تمام مسائل را پیش بینی کرده و برای آن راه حل ارائه کرده است. و خوبی اش این است که خودآموز هست و در هر مرحله از شما تست می گیرد و امتیازتان را حساب می کنید و میزان پیشرفت و سطح خود را می سنجید.

 

لطفا چند تمرین عملی و مهم که می تواند موثر باشد را معرفی کنید.

می خواهم با موردی شروع کنم که شاید فکر کنید خیلی به فن بیان مربوط نیست و آن هم مراقبت از مغز است. ما با مغزمان حرف می زنیم و مغز دستور هر عملی را در بدن ما صادر می کند. برای همین باید مغز را تغذیه کنیم و حواسمان به آن باشد. راه های تغذیه مغز به اختصار عبارتند از تنفس صحیح، آب کافی خوردن، تغذیه مناسب و خواب کافی و مناسب.

تمرین مهمی که روی آن تاکید زیادی دارم این است که یک متن انتخاب کنید و به صورت اغراق آمیز مصوت ها را ادا کنید یعنی بیش از حد دهان را باز و بسته کنید (عمومی، افقی و غنچه).

ضبط کردن صدا و حتی ضبط کردن فیلم خیلی می تواند به ما کمک کند تا بتوانیم عیب و نقص خود را پیدا کنیم و توانمندی هایمان را هم قوت ببخشیم. مورد دیگر تنفس صحیح است که پیشتر به آن اشاره کردم.

تمرین موثر دیگر این است که دندان ها را روی هم کلید کنید و شروع به صحبت کردن کنید. این کار باعث عدم استفاده از یکی از عناصر صحبت یعنی دادن ها می شود و موجب می شود با حرکت بیشتر زبان حرف ها را ادا کنیم و در نتیجه زبان تقویت می شود.

تمرین بعدی گذاشتن خودکار زیر زبان یا بین دندان ها و هم زمان صحبت کردن است. به این شکل هم جلوی زبان و هم دندان ها و هم تا حدی لب ها را می گیریم و مجبور می شویم آنقدر اینها را حرکت دهیم تا حرف مان واضح شنیده شود و باعث می شود ماهیچه های صورت و دهان قوی شوند.

تمرین آخر که می خواهم به شما بگویم کمتر کسی از پس آن بر می آید! و این است که یک جمله را با دهان و لب های بسته بگوییم تا حدی که دیگران کمی متوجه بشوند.

چگونه در کارمان به بهترین فن بیان برسیم؟
امتیاز شما به این مقاله؟
مقالاتی که شاید خوشتان بیاید

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.